X
تبلیغات
آموزش به مددجو - سرطان پستان( خانم عاطفه مزروعی)
دانشجویان پرستاری 86 کاشان

فهرست

 

مقدمه   

اپیدمیولوژی

پیش آگهی 

پیشگیری 

ریسک فاکتور کانسر پستان 

عوامل محافظت کننده 

مرحله بندی کانسر پستان

تظاهرات بالینی 

بررسی و یافته های تشخیصی

اقدامات درمانی

شیمی درمانی

پرتودرمانی 

هورمون درمانی

پیوند مغز و استخوان 

رادیوتراپی 

روشهای جراحی

مراقبت های قبل و بعد از جراحی

منابع 


مقدمه :

 

پستان ها از لحاظ توليد شير در دوره ي پس از زايمان ، هماهنگي با دستگاه توليد مثلي دارند .هورمون هاي جنسي زنانه بر رشد پستان ها و توليد شير ( و هورمون هاي اختصاصي پرولاكتين ) تاثير مي گذارند . پستانها با احساس جنسي هماهنگ هستند و يك جزئ لاينفك از رفتار جنسيرا تشكيل مي دهند . رشد پستان ها در بزرگسالان مؤنث نشانه ي رويكرد او به زنانگي و تاكيد بر زن بودن اوست. پستان ها خصوصا نوك آن از نسج نعوظي تشكيل شده است ، نواحي كسب لذت در فعاليت جنسي مي باشند. زنانگي با مدل پستانهاي انحنادار تيپيك مشخص مي شود در حالي كه مردانگي با وجود قفسه ي سينه ستبر و پهن مشخصمي شود . بدينجهت بيماريهاي پستان احساسات متفاوتي را بر مي انگيزد و ترسها و نگرانيهايي را پديد مي آورد كه به معاينه ي پستان توسط خود شخص يا جستجوي بي تاخير مراقبت هاي تشيصي و درماني تاثير مي گذارد. شايعترين مشكلات پستان را ديسپلازي ( وضعيت فيبروكيستيك) ، كانسر ، فيبروآدنوم ، گشادي مجراي پستاني و عفونتها تشكيل مي دهند .هر چند اين بيماري در خانمها پديد مي آيد ليكن در آقايان نيز قابل مشاهده است .كانسر نيازمند وسيعترين مراقبت پرستاري است .(كتاب فيپس صفحه 411 )

اپيدميولوژي :

كانسر پستان شايعترين بدخيمي هاي زنان و دومين علت مرگ ناشي از كانسر در خانم هاي 15 _55 ساله هستند.تخمين زده مي شود كه در ايالات متحده از هر ده  زن يكي به كانسر پستان مبتلا خواهد گرديد و شانس ابتلا با افزايش سن  ، زياد مي شود.شانس ابتلاي يك خانم 70 ساله 6 برابر بيشتر از يك خانم 40 ساله است .حدودا ميزان شيوع كانسر پستان با رعتي به طور متوسط 2% در سال رو به افزايش است .ميزان بقاي 5 ساله حدود 65 % است كه به علت شكست در تشخيص زود رس ضايعه و عدم مراجعه بلافاصله به پزشك پس ازكشف ضايعه اندك است .ميزان شيوع كانسر پستان در زنان سياهپوست كمي از سفيدان كمتر است .عوامل وضعيت اجتماعي _ اقتصادي پائين  و تشخيص بيماري در مراحل پيشرفته تر را به ميزان بقاي كمتر سياهان نسبت داده اند.

كانسر پستان در زنان قبل و بعد از يائسگي پديد ميژ آيد حداكثر شيوع آن بين سنين 45 و 49 سالگي و در سنين 65 سالگي است .

كانسر پستان صرفا يك بيماري منفرد نيست ، بلكه به نسج گرفتار شده درپستان ، وابستگي آآن به استروژن و سن بيمار بهنگام شروع آن بستگي دارد.بدخيمي پستان در قبل و بعد از يائسگي با يكديگر متفاوتند . پاسخدهي به درمان و پيشاگهي ، در هر يك از بدخيمي ها متفاوت خواهد بود .

( کتاب فیپس صفحه :412_415)

 

پيش آگهي 

پيش آگهي خوب در سرطان پستان منوط به تشخيص زودرس ، نوع كانسر موجود ، فاكتور هاي ميزبان و تخريب درماني كامل يا برداشت كامل تمام نسوج حاوي سلولهي بدخيم ، پيش از وقوع متاستاز است .آمار نشان مي دهد كه  بالغ بر 50 % بيماران در هنگام تشخيص ، بيماريشان  در مراحل بالا با انتشار ناحيه اي و دور دست است .بدخيمي پستان در مردان در مراحل بالاتري تشخيص داده مي شود . ( كتاب فيپس صفحه 415 )

تشخيصبه موقع و درمان فوري كانسر ( قبل از بروز متاستاز ) انجام گيرد معا ينه شخصي پستان ، ماموگرافي ، ويزيت توسط متخصص در امر تشخيص فوري بسيار حياتي است . پرستار بيمار را تشويق به انجام معاينات شخصي پستان نمايد و اهميت معاينه شخصي پستان را گوشزد كرده و بيماراني را كه در خطر بروز كانسر قرار دارند شناسايي كند. ( كتاب لاكمن صفحه 167)

 

پيشگيري :

هرچند اقدامات پيشگيرانه براي سرطان پستان هنوز نا شناخته اند ، از طريق تشخيص و درمان زودرس مي توان جلوي مرگ و مير ناشي از كانسر پستان را گرفت .

معاينه ي پستان توسط پزشك هر 3سال يكبار ( براي زنان 20_40 سال )بايد انجام گيرد .(كتاب لاكمن صفحه 168 )

تمامي خانمهاي بالاي 40 سال ، سالانه بايد يكبار مورد معاينه قرار گيرند وخانمهاي بالاي 30 سال كه داراي سابقه فاميلي كانسر پستان دارن باي حداقل 2 بار مورد معاينه قرار گيرند .طبق آماري تنها 75 % از خانمهاي امريكايي و تنها 10 % از خانمهاي سياه پوست سالانه يكبار توسط پزشك معاينه مي شوند.كمبود معاينه در زنان كم سواد و كم درآمد و سياهپوست بيشتر جلب توجه مي كند .

قابل دسترس ترين وسيله جهت شناسايي زودرس ضايعات پستان ، معاينه پستان  توسط خود شخص است. BSE) )هرچند 90 % تمامي كانسرهاي پستان از طريق معاينه شخصي مورد شناسايي قرار مي گيرند ، ولي بسياري از آنها تا ماها گزارش نمي شوند . ترس از دست دادن عضو و هراس از مرگ دو علت عمده ايست كه خانمها در مراجعه ي پزشكي و درمان تاخير مي نمايندو به هنگام شناسايي يك تومور برروي ترس هاي خود ريسك كرده و تعلل مي ورزند .

زنان سياهپوست بيش از هر بيماري ديگر از كانسر پستان بيمناکند. برخي خانمها به خاطر اجتناب از مخارج يا شرم و خجالت معاينه يا با استدلال جزئي بودن مشكل مراجعه نمي كنند .

در سالهاي اخير وارد اجتماع شدن بسياري از خانمهاي ماستكتومي شده و تدام فعاليت آنها در زندگي ، تشويقي براي ساير خانم ها بوده است .

( كتاب فيپس صفحات 414 – 417 )

 

ميزان خطرات بيماي را به زنان آموزش دهيد.زنان مست و پر خطر شامل : زنان سنين 55 سال به بالا ، مجرها ، اولين حاملگي بعد از 30 سالگي و سابقه فاميلي كانسر پستان مي باشد .زنان مي توانن با تغيير شيوه ي زندگيشان ، خطر بروز بيماري پستان را كاهش دهند.

رژيم غذايي كم چرب نقش مهمي ر پيشگيري دارد .

الكل خطر بروز بيماري را افزايش مي دهد.

 

مصرف كلم و گلكلم با تبديل استروژن به فرمهاي غير سرطان زا ، شانس بروز كانسر را كاهش مي دهد .

ويتامين A ،مواد بتا كاروتن دار ة پرتقال و سبزي هاي تيره ز رشد سلول هاي غير طبيعي جلوگيري مي كند .

بعضي حبوبات توليد استروژن را متوقف مي كند.

ماموگرافي تومورهاي كوچك را قبل از آنكه به دنبال معاينه پستان كشف شوند ، متوقف مي كند.

در مورد ماموگرافي اولين عكس را در سنين 25_39 سالگي بگيريد. براي سنين 40_ 50هر يك تا دو سال و براي زنان بالاي 50 سال  سالانه ماموگرافي انجام دهيد . (كتاب لاكمن صفحه 168

 

ريسك فاكتورهاي كانسر پستان:

 

q   افزايش سن (بالاترين خطر براي ابتلا در سنين بعد از 50 سالگي است)برونر ص157

q   سابقه فاميلي كانسر پستان و ابتلاء مادر ، خواهر يا فاميل درجه 1

1-(در صورتي كه يك پستان دچار سرطان شده باشد در هر سال 1 درصد خطر ابتلاي سرطان در پستان سال افزايش مي يابد )

2-زناني كه فاميل درجه يك آنها مبتلا شده دو برابر ديگران در معرض خطر هستند.

3-اگر مادر قبل از 60 سال مبتلا شده باشد خطر افزايش مي يابد.

4-اگر سرطان در دو نفر از اعضاي درجه يك ايجاد شدهفاميل ايجاد شده باشد خطر 4 تا 6 برابر مي شود .( برونر صف: 156 )

q   ساكنين امريكاي شمالي يا شمال اروپا

q   سابقه راديوتراپي پستان

q   قرار گرفتن در معرض تابش پرتوهاي يونيزان در سنين بين بلوغ تا 30 سالگي (ب ص 157 )

q   سابقه بيماري پروليفراتيو

q   وجود تغييرات ديسپلاستيك پارانشيم در ماموگرافي

q   سن بالاي 30 سال در اولين حاملگي

q   وضعيت اقتصادي اجتماعي بالا

 

q   منارك زودرس(قبل از 12 سالگي بص157 ) يا منوپوزديرس ( ايجاد منوپوز قبل از سن 35 سالگي ريسك كانسر پستان را به يك سوم زمان منوپوز طبيعي كاهش مي دهد.

q   نازايي

q   سابقه قبلي سرطان رحم ، تخمدان و كولون

q   قرص هاي ضد بارداري (هنوز در حال تحقيق است )

q   هورمونهاي اگزوژن

q   قد و وزن بالاتر از ميزان متوسط

q   رژيم غذايي غني از چربي

q   مصرف الكل و شراب (بص157)

q   اختلال فونكسيون تخمدان و هيپوفيز

q   ژنتيك

) BRCA_2 يا BRCA_1 جهش ژني احتمال 50 تا 90 درصد )( کتاب برونر صفحه : 157 )

q   وجود بيماري خوش خيم پستان يا هيپر پلازي اتيپيك  ( خطر 4 برابر بص157) LCIS

 ( کتاب لاکمن صفحه : 166 )

 

عوامل محافظت كننده:

 

à  1_ ورزش شديد و مرتب به دليل : 1-  به تاخير انداختن منارك

                                                                 2 - كاهش ذخيره چربي بدن

 

à  2- توقف قاعدگي

à  3- كاهش تعداد دوره هاي قاعدگي تخمداني

à  4_ شيردهي

à  5- يك دوره بارداري كامل قبل از 30 سال

( کتاب برنرصفحه : 156 )

 

عوامل دخيل در معاينه موفقيت آميز پستان

 

@   معاينه پستان

@   معاينه سينه ها طبق الگوي مداوم و منظم

@   بررسي تمام سطوح بدن : پستان ، دنباله پستان و زير بغل

@   معاينه تمامي عمق بافت ( استفاده از انگشتان و اعمال فشار )

@   كنترل مايعات دفعي ،مشاهده پستان ها و لمس نمودن انها جهتدريافتن تغييرات احتمالي

@   گزارش هرگونه تغيير به پزشك

 

مرحه بندي كنسر ( staging ) :

 

انواع مختلفي مرحله بندي براي كانسر وجود دارد : 1_ اندازه زاويه اوليه  2_ ميزان انتشار سلولهاي سرطاني به گرههاي لنفاوي موضعي 3_  وجود يا عدم وجود متاستاز

معمولا از سيستم TNM  استفاده مي شود كه كانسر پستان را بر طبق خصوصيات تومور اوليه ( T ) ، درگيري غدد لنفاوي موضعي ( N ) و متاستاز دوردست (M ) طبقه بندي مي كنند.

 

مرحله بندي كانسر پستان

 

Tx  : عدم وجود تومور اوليه

 

T0 : عدم شواهدي دال بر تومور اوليه

 

Tis : كارسينوم in siut  : كارسينوم اينتراداكتال  ، كارسينوم لوبلر in situ با بيماري پاژه نوك پستان

 بدن وجود تومور 2cm يا كمتردر بيشترين قطرش

 

T1 : 2cm يا كمتر در بيشترين قطرش

 

T1a : 5/0 cm يا كمتر در بيشترين قطرش

 

T1b : بزرگتر از 5/0 cm  ولي كمتر از يك سانتيمتر (در بيشترين قطرش )

 

T1c : بزرگتر از 1 cm  ولي كمتر از 2 سانتيمتر (در بيشترين قطرش )

 

T2 :بيشتر از cm 2 ولي كمتر از cm 5 در بزگترين قطرش

 

T3 : بزرگتر از cm 5 در بيشترين قطرش

 

T4 : تومور با هر اندازه كه باشد همراه با انتشار مستقيم به ديواره قفسه سينه يا پوست

 

T4a : انتشار به قفسه سينه

 

T4b : ادم به صورت شبه پوست پرتقالي ( peau dorange ) يا زخمي شدن پوست پستان يا وجود

ندولهاي ماهواره اي شكل ( satellite skin nodules ) محدود به همان پستان

T4c : وجود  T4a   و  T4b

T4d : كارسينوم التهابي

 

Nx : فقدان درگيري گره هاي لنفاوي موضعي

 

N0 : عدم متاستاز به گره هاي لنفاوي موضعي

 

N1 : متاستاز به گره هاي لنفاوي متحرك و يك طرف زير بغل

 

N2 : متاستاز به گره هاي لنفاوي يك طرف زير بغل كه به يك يا چند ساختمان مجاور چسبتدگي پيدا كرده است .

 

N3 : متاستاز به گره هاي لنفاوي پستاني داخلي  يك طرف از بدن

 

Mx : عدم متاستاز دور دست

 

M0 : عدم شواهدي دال بر متاستاز دوردست

 

M1 : متاستاز دوردست از جمله انتشار به گرههاي لنفاوي فوق ترقوه اي يك طرف بدن

(کتاب لاكمن صفحه:172)

 

تظاهرات باليني :

كانسر پستان به طور تيپيك به صورت يك توده منفرد يكطرفه ومشخصا در ربع فوقاني خارجي پستان مشخص ميشود . اين توده معمولا بدن درد ، غير حساس ، سفت ، بدشكل وغيرمتحرك بوده 64_70 درصد كانسرهاي پستان به صورت يك توده قابل لمس بوده كه توسط بيمار كشف ميشود .30_40 % تومورها توسط ماموگرافي تشخيص داده ميشود .( لاكمن ص169و170)

ضايعات نرم نيستند و داراي مرزهاي نامنظم اند ودر كپسول قرار نگرفته اند. شكايت از درد منتشر و حساسيت پستان هنگام قاعدگي  معمولا با بيماري خوش خيم پستان همرته است .درد شديد هنگام مراجعه ممكن است همراه با سرطان در مراحل آخر باشد .

زنان ممكن است به دليل گودي و فرورفتگي پوست پستان و حالت پوست پرتقالي (وضعيتي كه به دليل تورم ناشي از انسداد جريان لنف در لايه هاي پوست ايجاد مي شود) به پزشك مراجعه كند .تورفتگي نوك پستان و ضايعات با چسبندگي به جدارقفسه سينه نيز ممكن است مشهود باشند.گرفتاري پوست با زخم و ضايعات عفوني قارچي خود را نشان دهد. اين علايم كلاسيك نشان دهنده سرپستان در مراحل آخر هستند.(کتاب برونر صفحه: 156) 

بررسي و يافته هاي تشخيصي

از جمله اقدامات تشخيصي مي توان به :

v   عكس سينه

v   شمارش كامل سلولهاي خوني

v   تست هاي بيوشيميايي كبد

v   ماموگرافي پستان

v   اسكن استخوان و كبد( نتايج مثبت كاذب به همراه داشته و معتقدند اسكن براي بيماران با مرحله IV يا كساني كه آنزيم كبدي غير طبيعي دارن ، به كار مي رود.

v   معيارهاي توموري :  مي توان به آنتي ژن كارسينو امبريونيك ( CEA) ، فريتين و HCG اشاره كرد .(کتاب لاكمن صفحه :170)

 

روشهاي تشخيص بافتي و هيستولوژي كانسر پستان شامل :

 

v   آسپيراسيون با سوزن ظريف FNA

v   بيوپسي باز يا خارج كردن توده

v   بيوپسي از طريق برش بافت

v   بيوپسي مركزي

v   مشخص كردن محل تومور با كمك سوزن

v   بيوپسي استريوتاكتيك

(کتاب برنرصفحه :  157 )

 

تستهاي تشخيصي شامل :

1-    ماموگرافي : درشناسايي زودرس ضايعات پيش از رسيدن به مرحله قابل لمس مورد استفاده قرار مي گيرد . كانسرهاي زودرس غالبا به صورت نقاطمتراكم كوچك با كلسيفيكاسيون نقطه اي در داخل آنها به راحتي روي فيلم مشاهده نمود .97_ 80  درصد موفق است .

2-    زروراديوگرافي  zeroradiography  در پيش آگهي درمان عالي است .در مرحله پره گلينكال ، 1تا2 سال پيش از لمس ضايعات 1cm برسند تشخيص مي دهد.

3-    ترموگرافي termography   :  اندازه گيري گرماي خارج شده از پستان كه بيماريابي كم ارزشي است زيرا 1- گاهي بافت خودش گرمتر است و 2-برخي ضايعات بدخيم گرم نيستند.

4-    اولتراسوند : براي تشخيص توده هاي كيستيك

5-    ديافانوگرافي Diaphanography  ( اسكن با نور )

6-    توموگرافي كامپيوتري (CT ) : ممكن است در تشخيص استفاده شود اما تاثير واضح بيشتري در تشخيص زودرس بيمار به جانهاده است .سرطان پستان قادر به جذب ماده ي حاجب يددار است كه در شناسايي بدخيمي كوچك در پستان متراكم مورد استفاده قرار مي گيرد .

7-    MRI نسج پستان را از نظر شيميايي مورد بررسي قرارمي دهد.

8-    بيوپسي : بين ضايه خوش خيم و بدخيم تمييز قايل مي شود و در شناسايي تغييرات پيش از بدخيمي و قبل از بروز سرطان مورد استفاده قرار مي گيرد . در واقع راه قطعي درتشخيص خوش خيم و بدخيم بودن يك توموراست .

 اقدامات درمانی

درمان طبي : 

قبلا به دنبال بيوپسي فوري كه به هنگام جراحي بر مي داشتند در صورت  لزوم بلافاصله عمل  ماستكتومي راديكال هالستد را انجام مي دادند.

امروزه روشن شده است كه كانسر پستان طبق يك الگوي منظم انتشار نيافته و سلولهاي تومورال از طريق جريان خون به اعضاء ديگر نظير  استخوان ، ريه ، مغز و كبد متاستاز مي دهد.به اين دليل از اعمال جراحي راديكال همراه با راديدتراپي ، هورمون تراپي  ، پرتودرماني و شيمي درماني استفاده مي شود.(کتاب لاکمن صفحه:171)

براي زنان غير يائسه و بدون درگيري غدد لنفاوي ، كه در معرض خطر عود باشند شيمي درماني توصيه شده. در مورد زنان يائسه بدون درگيري غدد لنفاوي ، صرف نظر از وضعيت گيرنده هاي هورموني شيمي درماني توصيه نمي شود. در زنان قبل از يائسگي با درگيري غدد لنغاوي ، شيمي درماني ياري كننده توصيه مي شود . بعد از يائسگي ، اگر بيمار از نظر گيرنده هاي استروژن مثبت باشد ، هورمون درماني توصيه مي شود .تنها زنان دچار تومور بزرگتر از 1cm بلكه تمام زنان مبتلا به سرطان مهاجم پستان ، بايد شيمي درماني سيستميك دريافت كنند .( کتاب برنر صفحه : 159 _ 160)

 

دارو درماني :

 

شيمي درماني كمكي  : adjuvant chemotherapy

 

به دنبال برداشتن تومور توسط جراحي از اين روش استفاده مي شود. هدف از اين روش بالا بردن شانس بقاء و كيفيت زندگي فعلي  مي باشد.

قبل از سال 1988 زنان سنين  قبل از يائسگي را كه سرطان پستان با درگيري غدد لنفاوي داشتند تحت شيمش درماني قرار مي دادند.در سال 1988 شيمي درماني و هورمون تراپي را براي تمام زنان مبتلا به كانسر پستان با يا بدون درگيري غدد لنفاوي انجام دادند .

هورمون تراپي كمكي احتمالا در زنان قبل از ست يائسگي با مرحلهT1 و عدم درگيري گره لنفاوي و داشتن رسپتور حساس به استروژن _ پروژسترون بكاررفته و ممكن است از شيمي درماني در اين موارد كمك گرفته شود يا نشود . به طور تيپيك پس از گذشت چند هفته اول جراحي يا جهت تكميل راديوتراپي از شيمي درماني در اين موارد به كارد مي رود. از داروهاي شيمي درماني مي توان به سيكلوفسفامايد ، 5- فلوئوراسيل و متوتركسات و نيز دوكسي روبيسين ، پردنيزون ، تيوتپا و ون كريستين اشاره كرد . اخيرا شيمي درماني با دز بالا همراه با پيوند مغز استخوان براي درمان زنان مبتلا به كانسر پستان بكاررفته و پيوند مغزاستخوان را بيشتر در مراحل  II ، III و IV  تومور انجام مي دهند .

 

پرتودرماني :

بعد از جراحي نگهدارنده پستان ، براي كاهش شانس عود موضعي و ريشه كني هرنوع بقاياي ميكروسكوپي  سلولهاي سرطاني به دنبال خارج كردن تومور يك  دوره پرتودرماني خارجي انجام مي شود . در صورتي كه پرتودرماني ممانعت داشته باشد تنها راه درمان ، ماستكتومي است . معمولا پرتودرماني حدود 6 هفته بعد از جراحي انجام مي شود تا ناحيه برش التيام يابد .طي پرتودرماني خارجي ، اشه بوسيله يك دستگاه شتاب دهنده خطي تابانده مي شود .پرتودرماني طي 5_7 هفته به طور روزانه انجام مي گيرد و اشعه به تمام ناحيه پستان تابانده مي شود .علاوه براين يك دوز متراكم اشعه يا تقويتي ( Boost ) از طريق الكترون ها به ناحيه اوليه سرطان تابانده مي شود .با جوهر ثابت علامتهاي كوچكي روي پوست براي تعيين ناحيه اي كه اشعه تابانده مي شود گذاشته مي شود . امروزه پرتودرماني  به دنبال ماستكتومي رايج نيست ولي در مورد بعضي از بيماران هنوز انجام مي شود . هنگامي كه توده به طور موضعي گسترش يافته باشد ( درگيري جدار سينه ، تعداد 4 و يا بيشتر از غددلنفاوي مثبت ، يا تومور بزرگ  ( بزرگتر از 5 cm ) .

روش ديگر پرتودرماني ، استفاده از پرتوحين عمل جراحي است ( IORT ) ، كه يك دوز پرتودرماني در محل جراحي فورا بعد از لامپكتومي داده مي شود .مهم ترين عارضه پوستي در اين روش تغييرات پوستي و خستگي است .

واكنش هاي بعد از پرتودرماني :

پرتودرماني معمولا به خوبي تحمل مي شود .عوارض جانبي موقتي و گذرا هستند و معمولا شامل واكنش خفيف تا متوسط پوستس و خستگي مي باشد .معمولا حدود 2 هفته بعد از درمان خستگي بروز مي كند و تا چند هفته پس از كامل شدن پرتودرماني ادامه مي يابد .خستگي مي تون افسرده كننده باشد ، رفت و آمد هاي مكرر به واحد پرتودرماني براي درمان هم مي تواند موجب افسردگي بيمار شود . بايد به بيمار اطمينان داده شود كه احساس خستگي يك امر عادي است و علامت عود بيماري نيست . عوارض نادر پرتودرماني به پستان شامل پنوموني ، شكستگي دنده و فيبروز پستان مي باشند .

 

مراقبت هاي پرستاري پس از پرتودرماني:

رهنمودهاي پرستناري براي اين بيماران شامل : حفظ تماميت پوست حين و بعد از درمان است :

v   استفاده از صابون هاي ملايم و به حد اقل رساندن مالش پوست حين شستشو

v   اجتناب از صابون هاي عطري يا افشانه هاي ( دئودورانت ) معطر

v   استفاده از لوسيون هاي هيروفيليك ( اوسرين ، لوبري درم ، آكوافور ) براي رفع خشكي پوست

v   در صورت خارش ، استفاده از صابون هاي ضد خارشي كه پوست را خشك نكنند .( آوينو)

v   اجتناب از پوشيدن لباس هاي تنگ ، پستان بندهاي فنري ، حرارت و برودت بيش از حد و تابش اشعه ماوراء بنفش

بيماران ممكن اس متوجه قرمزي بيش از حد و بندرت گسيختگي پوست در ناحيه تابش دوز متراكم اشعه بشوند .موارد مهم در مراقبتهاي پيگيري شامل آموزش به بيمار براي به حداقل رساندن تابش آفتاب بر نواحي  تحت درمان  به مدت يك سال  و اطمينان دادن به بيمار در مورد اينكه درد تير كشنده و سوزش خفيف در پستان جزء واكنش هاي طبيعي نسبت به پرتودرماني است مشهود مي باشند .

(برونر صفحه 163_164 )

 

شيمي درماني غيركمكي : non adjuvant

 معمولا قبل از اينكه كارسينومهاي  پيشرفته موضعي ( مرحله III  ) را جراحي كنند از اين روش استفاده مي شود .

هدف از اين روش در واقع ارزيلبي پاسخ بيمار به درمان بوده و در زناني كه تومور پستان بزرگتر از 5 cm در سينه يا اگزيلا دارند ممكن است قبل از جراحي يا راديوتراپي سخت اين نوع شيمي درماني قرار گيرند .با اين روش با كوچك كردن تومور ، شانس انتشار آن را كاهش مي دهند .

از آنجايي كه داروهايي نظير متوتركسات و Fu_5 برروي سلولهاي در حال رشد اثر مي گذارند لذا بطور همزمان استروژن تجويز مي كنند تا رشد سلولي را تحريك كرده  و اثرات داروها به حداكثر برسد. روش كار به اين شكل است كه داروهاي اختصاصي سيكل سلولي ( متوتركسات و Fu_5 ) را روز هشتم و تاموكسي فن را روز دهم تا چهاردهم تجويز كرده و گاهي از تجويز روزانه دوكسي روبيسين و سيكلوفسفامايد استفاده مي شود . سپس يك سيكل درماني جديد از همان داروها را روز بيست و دوم شروع كرده بطوري كه 17 دوره درماني براي زنان مبتلا ارائه مي كنند . معمولا جراحي و راديوتراپي در موارد زير به كار مي رود.: به دنبال استقرار يافتن بيماري ( stable ) ، قابل لمس نبودن تومور ، موارد پيشرفته بيماري و يا در حوالي سيكل نهم . ( لاكمن ص175-176)

 

واكنش نسبت به شيمي درماني : 

عواملي كه در كنترل عوارض شيمي درماني اثر دارد : آمادگي بسيار دقيق آموزشي و رواني است كه توسط پرستار انكولوژي ،متخصص انكولوژي ، مددكار اجتماعي و ساير اعضاي تيم بهداشتي در مقياس وسيع به بيماران و خانواده آنها ارائه مي شود .عامل ديگردسترسي به داروهاي شيميايي تخفيف دهنده عوارض تهوع و استفراغ است .

عوارض شايع جسمي در شيمي درماني پستان شامل : تهوع ، استفراغ ، تغيير در حس چشايي ، آلوپسي ( ريزش مو ) ، التهاب پوست ، خستگي ، افزايش وزن و تضعيف مغز استخوان مي باشند .علاوه بر اين ، زنان قبل از يائسگي ممكن است دچار قطع موقت يا دائمي قاعدگي شوند كه منجر به ناباروري مي شود .سيستيت هموراژيك و التهاب ملتحمه شيوع كمتري دارد. افزايش وزن بيش از 10 پوند در نيمي از بيماران ايجاد مي شود . ورزش هاي آئروبيك و اثرات كاهش اضطراب آنها ممكن است در كاهش وزن و بهبود روحيه بيمار مؤثر باشد .دوكسوروبيسين اگر از وريد به خارج نشت كند مي تواند براي بافت ها سمي باشد ،بهمين دليل معمولا آنرا رقيق كرده و از راه يك وريد بزرگ تزريق مي كنند.داروهاي آرام بخش و ضدتهوع و روش هاي آرام سازي و تجسم بينايي مي توانند موجب تخفيف حالت تهوع و استفراغ شوند .دوكسوروبيسين و پاكلي تاكسل معمولا موجب آلوپسي مي شوند، بنابراين تهيه يك كلاه گيس قبل از ريزش مو مي تواند از صدمات روحي همراه با آن پيشگيري كند .به بيمار اطمينان داده شود بعد از تكميل درمان موهاي جديد رشد مي كنند ، هرچند رنگ و ضخامت تار موها ممكن است با قبل متفاوت باشند . ( ب ص 165 )

                              

رهنمودهاي درمان سرطان پستان بر اساس مرحله سرطان هنگام تشخيص

 

مرحله

تومور

جراحي

شيمي درماني

پرتودرماني

0

DCIS

توده برداري يا TM

تاموكسيفين

براي توده برداري

I

 

2  تا 0 cm

MRM يا BCT

براي تمام تومورهاي مهاجم

براي BCT

II

2  تا 5 cm

MRM يا BCT

نوع درمان به اندازه تومور و وضعيت غدد لنفاوي بستگي دارد

براي BCT

 

III

بزرگتر از 5 cm

MRM

بعد از عمل و احتمالا قبل از عمل

بعد از MRM به ديواره قفسه سينه و احتمالا غدد لنفاوي زير بغل

IV

بيماري متاستازي تيك

توده برداري يا MRM

براي كنترل گسترش بيماري و يا تسكين

براي كنترل گسترش بيماري و يا تسكين

 

 

 

 

 

DCTS : كارسينوم مجرايي در جا ؛TM : ماستكتومي كامل ؛BCT : درمان نگهدارنده ي سينه  ( توده برداري و خارج كردن غدد لنفاوي زير بغل ) ؛ MRM : راديكال ماستكتومي تعديل شده

هورمون درماني :

از آنجايي كه بعضي از تومورها داراي رسپتورهاي پروتئيني ( اختصاصي براي استروئيدهاي مشخص ) هستند لذا به هورمون درماني جواب مي دهند. اين رسپتورهاي پروتئيني قادرند كه با استروژن ، پروژسترون ، آندروژن و كورتيكواستروئيد باند مي شوند .لازم است نمونه جهت بررسي عيار رسپتور استروژن و پروژسترون به آزمايش فرستاده شود . اگر نتيجه بررسي 10 فمتومول يا بيشتر باشد بافت سرطاني داراي رسپتور استروژني مثبت ونيز رسپتور پروژستروني مثبت مي باشد و حاكي لز آن است كه تومور به خوبي به هورمون درماني پاسخ مي دهد .اين روش مي تواند در درمان متاستازهاي استخواني استخواني و درگيري گره هاي لنفاوي ، پوست ، ريه و باقي ماندن بافت پستان ، موفقيت آميز باشد اما در متاستازهاي كبدي و مغز كمتر جواب مي دهد .( لاکمن صفحه : 176_177)

 

پيوند مغز استخوان :

پيوند مغز استخوان( BMT) شامل برداشتن مغز استخوان بيمار و بعد تجويز دوز بالاي داروهاي شيمي درماني است .  سپس مغز استخوان بيمار ، كه در معرض داروي شيمي درماني نبوده ، مجددااز طريق وريدي به بيمار تجويز مي شود .بيمار در طي درمان تحت آمادگي ، آموزش و حمايت ويژه قرار مي گيرد . ( کتاب برونرصفحه :169 )

 

راديوتراپي :

هدف از بكارگيري راديوتراپي در درمان كانسر پستان موارد زير است:

a)    هدف اول اينست كه ممكن است كانسر ناشناخته بعد از شناسايي تومور و برداشتن آن توسط

b)    بيوپسي ، پابرجا باشد . البته ميزان شانس بقاء اين روش نيز همانند ماستكتومي است .

c)    از آنجايي كه اشعه ممكن است شانس بروز رويش مجدد تومور را در بافتهاي باقيمانده يا مجاور پستان افزايش دهد لذا بيشتر براي سنين بالاي 30 سال بكار مي رود .

d)    اگر چه ممكن است تغييرات ناخوشايند فيبروتيك يا پيگمانته بدنبال  راديوتراپي پستان روي دهد ولي با اين وجود در اكثر موارد تغييرات پوستي ناچيز است .

 

راديوتراپي در درمان موارد زير بكار مي رود :

 

r   بدنبال لامپكتومي يا ربع برداري كنترل موضعي مرحله   و يا مرحله     تومور از تاباندن اشعه به پستان و ديواره زيرين قفسه سينه استفاده مي شود . در زناني كه بعلت داشتن مشكلات قلبي ، انجام جراحي غير ممكن باشد مي توان ارز راديوتراپي پستان استفاده كرد .

r   ممكن است راديتراپي بدنبال درگيري قفسه سينه و يا براي كنترل موضعي بعد از ماستكتومي ( با درگيربودن حاشيه ها ) انجام شود . در موارد پيشرفته يا خطر بروز متاستاز به زير بغل از تابش اشعه به زير بغل استفاده مي شود .

r   اگر گره هاي لنفاوي زير بغل درگير باشد به منطقه بالاي كلاويكول اشعه داده مي شود .

r   ممكن است در مورد متاستازنياز به تابانيدن اشعه به مغز، استخوان يا پوست باشد .

زناني كه براي اين عمل انتخواب مي شوند واجد شرايط زير مي باشند :

1.     ضايعات كمتر از 5cm

2.     فقدان گره هاي لنفاوي بي حركت يا بزرگ زير بغلي

3.     عدم وجود بيماري مشخص

4.     عدم درگيري اطراف محل جراحي

5.     پستان هايي كه براحتي توسط ماموگرافي ارزيابي مي شوند .

راديوتراپي را مي توان توسط يك منبع خارجي و كاشتن ايريديوم انجام داد .با كمك ماشين كبالت يا دستگاه تسريع كننده خطي ( linear ) مقدار 5000 راد اشعه را در طي مدت 5 هفته ( هفته اي 5 روز) به روش تابش خارجي به بيمار مي دهند .براي كاشتن ايريديوم (Ir192 ) نياز به بستري كردن بيمار به مدت 2_3 روز مي باشد .اين عمل را مي توان تحت بي حسي موضعي انجام داد . مدت زماني كه دانه ها بايد در موضع بماند 2_3 روز بوده و چون بيمار نبايد از محوطه ي خانه خويش خارج شوند  ممكن است براي بيمار ايجاد ناراحتي كند .

 

عوارض جانبي راديوتراپي پستان عبارت است از :

 

Å   1. تغييرات موقتي پوستي از جمله : خارش ، خشكي ، حساسيت ، تورم و پوسته ريزي خشك

Å   2. خستگي

Å   3. خشكي گلو ( بندرت ) در هفته هاي  اول به علت اثر روي مخاط دهان  روي مي دهد .ويا احساس يك ( توده در گلو ) كه با غذا خوردن تداخلي ندارد .

Å   4. پنوموني ( بندرت ) كه با سرفه هاي خشك و تنگي نفس مشخص مي شود .( به علت تغييرات التهابي ناشي از اشعه )

Å   5. تورم بازو ( بندرت ) ممكن است بدنبال راديوتراپي زير بغل بروز كند .

Å   6. شانس بروز شكستگي هاي دنده بدنبال تابانيدن اشعه به قفسه سينه ، بالا مي رود .

(ل.ص 172_175)

 

درمان جراحي :

جراحي در تشخيص و درمان اكثر سرطانهاي پستان اهميت دارد . اگرچه بعضي از اعمال جراحي نظير ماستكتومي راديكال اصلاح شده ( modified ) سبب نازيبايي مي شود ولي جراحي هاي كوچك نظير لتمپكتومي يا ربع برداري اين عيب را ندارد . تخليه گرههاي لنفاوي زير بغل براي تشخيص مرحله بندي تومور بكار مي رود .

گاهي به عنوان يك روش پيشگيري از كانسر در زناني كه ريسك بالاي كانسر دارند ، عمل ماستكتومي انجام مي دهند كه اصطلاحا به آن ماستكتومي پروفيلاكتيك اطلاق مي شود .

جراحي ترميمي ممكن است بلافاصله و يا بعدا انجام گيرد . البته اقدام اخير تنها در زنان پر خطر انجام گرفته و در خانمهايي كه كانسر پستان يك طرفه دارند شانس بروز كانسر ذر سينه مقابل 7_4 برابر بيشتر از زنان معمولي است . عوارض احتمالي جراحي پستان شامل ادم لنفاوي ، عفونت ، تروما ، هماتوم و سلوليت بوده و ضروري است كه پرستار كليه عوارض فوق را قبلا براي بيمار شرح دهد .

(ل. ص :178 )

 

اعمال جراحي كانسر پستان :

لامپكتومي ، ربع برداري ،MRM ، ماستكتومي راديكال اصلاح شده و تخليه گرههاي لنفاوي زير بغل از رايجترين اعمال جراحي كانسر پستان محسوب مي شود .

1_ لامپكتومي :

در اين جراحي ، توده تومورال و مقداري از بافت سالم  اطراف را بر مي دارن . لامپكتومي معمولا با اولين شكاف و برداشتن تومور خاتمه يافته ولي گاهي در مواردي كه اطراف محل بيوپسي اصلي دچار ضايعه باشد نياز به يك شكاف مجدد است .

2_ ربع برداري   quadranectomy :

در اين عمل ، ربعي از پستان راكه كانسر در آن وجود دارد ، بر مي دارند. البته براي اطمينان بيشتر يك قسمت از بافت سالم اطراف كانسر همراه با پوست و فاشياي عضلاني زيرين را نيز در مي آورند .

 

3_ ماستكتومي راديكال اصلاح شده :

شايعترين ماستكتومي بوده و در آن تمامي پستان ، گره هاي لنفاوي زير بغل و پوست زيرين را بر مي دلرند .

4_ تخليه گره هاي لنفاوي زير بغل :

در اين عمل گره هاي لنفاوي يك طرف زير بغل را درآورده و در واقع قسمتي از جراحي ماستكتومي اصلاح شده وماستكتومي استاندارد مي باشد .اين روش به عنوان يك روش درماني در زناني كه بيوپسي كرده اند و بافت كوچك سرطاني با اطرافش برداشته شده است ، بكار نمي رود بلكه با تخليه اين گرهها مي توان تومور را مرحله بندي كرد و نياز احتمالي به شيمي درماني را مشخص كرد .

5_ ماستكتومي كامل ( ساده ) :

اين اقدام جراحي ، شامل رزكسيون بافت پستان و مقداري از پوست ترقوه به سمت حاشيه دنده و نيز از خط مياني به طرف عضله پهن پشتي ( latissimus dorsi ) مي باشد . همچنين دنباله آگزيلا و فاشياي پكتورال را در مي آورند ولي گره هاي  لنفاوي زير بغل را در مي آورند ( به طوري كه تومور و گره هاي لنفاوي همراه با مقداري از بافت سالم اطرافش برداشته مي شود ). نتايج رضايت بخش اين درمان و مرگ و مير حاصله و نيز كاربرد اين عمل در كانسر ابتدايي پستان ، رو به افزايش است .

7_ ماستكتومي راديكال وسيع :

در اين شيوه گره هاي لنفاوي داخلي پستان و به علاوه همان ساختمان هايي كه در راديكال ماستكتومي استاندارد اشاره شد ، برداشته مي شود .از آنجايي كه اين عمل نسبت به راديوتراپي در پيشگيري از عود مجدد متاستازهاي داخل پستاني كمتر مؤثرمي باشد لذا طرفداران آن نيز روز به روز كمتر مي شود .

8_ اقدامات جراحي هورموني  ( surgical hormonal manipulation  ) :

اووفوركتومي دو طرفه كه يك فرمي از هورمون تراپي است در زنان بالاي 80 سال بكار مي رود . ممكن است براي از بين بردن اختگي ( توقف عملكرد تخمدان ها ) از رادياسيون تخمدان ها استفاده مي شود .گاهي اين عمل را تا 2 ماه ادامه مي دهند .  در خانمهاي بعد از سنين يائسگي يا اخته شدن مي توان جهت كم كردن هرچه بيشتر مقادير استروژن از اقداماتي نظير آدرنالكتومي دو طرفه يا هيپوفيزكتومي ( برداشتن قسمت قدامي هيپوفيز ) استفاده كرد . به دنبال اقدام اخير ، كورتيزون روزانه به عنوان يك درمان جايگزيني داده مي شود تا از بحران آدرنال جلوگيري شود . همچنين كمبود هورمون تنظيم كننده نمك بدن را مي توان با تجويز فلودروكورتيزون استات ( فلوريفن ) جبران كرد .بدنبال هيپوفيزكتومي نيز نياز به تجويز روزانه كورتيزون ، هورمون تيروئيد ، هورمون هاي هيپوفيز خلفي ( از قبيل ADH يا وازوپرسين ) مي باشد .ضروري است كه بدنبال آدرنالكتومي  دو طرفه يا هيپوفيزكتومي ، بيماران يك دستبند هويت ( بيماران آديسون ) هميشه همراه داشته باشند.همچنين بايد كارتي كه در آن روز و نوع داروهاي جايگزيني ثبت شده باشد ، به همراه ببرد .

 

ترميم پستان (breast reconstruction ) :

 

بازسازي و ترميم پستان را مي توان به دلخواه زناني كه ماستكتومي شده ان انجام داد . بايد بيمار را نسبت به طولاني بودن جراحي ، مرحله بيماري خويش ، نياز به شيمي درماني يا راديوتراپي و نيز نتايج بعد از عمل ، آگاه نمود .پرستار بايد اعمال مختلف جراحي را به خوبي بشناسد تا به سئولات بيمار پاسخ دهد .

ترميم پستان در ايجاد فيزيكي بدني مناسب و برقراري تقارن پستان ها مفيد است .بيمار را در امر تصميم گيري براي جراحي ترميمي و آماده سازي هاي قبل از عمل ، ياري دهيد . انتخواب شخصي جراحي ترميمي اين امكان را به بيمار مي دهد كه با  ماستكتومي قبلي خويش سازش پيدا كند . پرستار بايد اطلاعاتي پيرامون جراحي ترميمي جمع آوري كند .(ل. ص: 178__180)

در ارتباط با ايمني عمل ، خطرات معمولي جراحي شامل : عفونت ، واكنش احتمالي به بيهوشي ، و احتمال نامطلوب شدن از نظر زيبايي و ظاهري مي باشند .جراحي ترميمي در موارد سرطان پيشرفته  موضعي ع سرطان هاي متاستاتيك  يا سرطان التهابي منع انجام دارد . بازسازي پستان ، با درمان سيستميك تداخلي ندارد و اثري بر روي خطر عود سرطان نيز ندارد . بعضي از زنان حس مي كنند كه جراحي ترميمي بلافاصله بعد از ماستكتومي ، موجب كاهش احساس فقدان پستان و بد شكلي مي شود .گاهي بدليل سفتي بيش از حد پوست و بافت زير جلدي نرم و قابل ارتجاع و جريان خون كافي در ناحيه به موفقيت عمل ترميمي كمك مي كند .( ب. ص: 170-171)

انواع جراحي ترميمي :

×    گسترش دهنده بافتي با كاشت دايمي

×    روش هاي پيوند بافت  :

اين جراحي بااستفاده از فلپ پوستي عضلاني غضله راست شكمي به ناحيه پستان ، غضله سرين ( گلوتئال ) ، يا پشتي ( دورسي لاتيموس ) انجام مي گيرد .بيشتر از همه ، فلپ TRAM مورد استفاده قرار مي گيرد و مراقبت بعد از عمل شامل كنترل از درن و بررسي محل عمل از نظر گردش خون و تغييرات آن است . بيماران محدوديت فعاليت بيشتريدارند و در خطر عوارض تنفسي هستند . براي كاهش فشار روي ناحيه برش ، سرتخت به ميزان 30 درجه بالا آورده مي شود و زانوي بيمار خم مي شود تا روي برش شكمي فشار كمتري وارد شود .براي كنترل تهوع و استفراغ داروهاي ضد تهوع و استفراغ داده مي شود و براي تسكين درد و ناراحتي مسك تجويز مي شود .يكي از اقدامات مهم بررسي پرستاري ، بررسي خونرساني  بوسيله مشاهده  رنگ و حرارت پستان تازه ترميم شده است . پيدايش لكه هاي پوستي يا كاهش واضح حرارت بلافاصله به جراح اطلاع داده شود . ترشح بيش از اندازا نيز بايد گزلرش شود .به بيمار توصيه شود تا وقتي جراح اجازه نداده از بستن پستان بند خاي سفت و تنگ و فنري خودداري كند . بيمار بايد تا يك ماه بعد از جراحي از بالا آوردن بازو در سطح بالاتر از شانه و بلند كردن بيشتر از 5 پوند وزن خودداري كند تا روي ناحيه برش فشار وارد نشود .

 

×    پروتز (پستان مصنوعي ):

همه ي زنان ممكن است كانديد  جراحي ترميمي نباشند و يا تمايلي براي بازسازي پستان نداشته باشند . در اين موارد ، بيمار ممكناست به اطلاعاتي در مورد پروتز هارجي ( يك قالب سيلسكون كه به شكل پستان  ساخته شده ) و نام وآدرس فروشگاههايي كه مي توانند آنها را تهيه كنند نياز داشته باشند .

قبل از ترخيص از بيمارستان ، بعد ازروش جراحي در يك روز، يا اقامت يك شب در بيمارستان پرستار معمولا يك گلوله ي پنبه اي موقت به بيمار مي دهد كه از آن تا هنگام ترميم محل برش استفاده كند ( 4_6 هفته ) در اين زمان مي توان پروتز راانتخواب كرد. بايد زن تشويق به پوشيدن پروتز شود .(ب .ص: 191)

×    بازسازي پستان بعد از ماستكتومي

وقتي زن تحت عمل ماستكتومي  قرار مي گيرد ممكن است مايل باشد عمل بلافاصله يا مدتي بعد از كامل شدن درمان ، جراحي ترميمي برايش انجام شود . حدود 75 % از زنان مبتلا به سرطان پستان ، بازسازي فوري را ترجيح مي دهند.

بازسازي پستان يك فرآيند 3 مرحله اي است كه در طي دوره  چند ماهه انجام مي شود : اول ايجاد برآمدگي پستان ، دوم برقراري توازن و تقارن با پستان طرف مقابل و سومين مرحله  ايجاد  مجموعه  نوك پستان و حلقه اطراف پستان .

روش جراحي براساس تمايل زن ، وضعيت پوست ،عضلات زيرين و وجود هر نوع جوشگاه قبلي كه مي تواند محدودكننده انتخواب هايترميمي باشد انتخواب شود . عامل مهم ديگر وجود هر نوع عارضه و بيماري همراه است كه ممكن است روي فرآيند بهبودي اثر بگذارد .( فشار خون بالا ، ديابت مليتوس ، كشيدن سيگار يا چاقي )(ب .ص:0 19- 191 )

 

بازسازي نوك پستان :

بعد از ايجا برآمدگي پستان و بهبود محل جراحي ، تعدادي از زنان مايل هستند بازسازي نوك پستان و تيرگي اطراف آنرا نيز انجام دهند . اين بازسازي شامل جراحي كوچكي است كه در مطب پزشك يا به صورت سرپايي انجام مي شود .نوك پستان با استفاده از پيوند پوست از قسمت داخلي ران يا لابيا ايجاد مي شود چون رنگ پوست اين نواحي نسبت به پستان بازسازي شده ، تيره تر هستند . بعد از بهبود گرافت نوك پستان ، با خالكوبي ( ميكروپيگمانتاسيون ) حلقه دور آن نيز ايجاد مي شود .( ب .ص: 192_190 )

مراحل بازسازی پستان از سمت راست به چپ :

 مراقبت هاي پرستاري قبل ازعمل در بيمار نيازمند ماستكتومي : 

Å   1. توضيح در مورد سرطان پستان و انتخواب هاي درماني

Å   2.كاهش ترس و اظطراب و بهبود توانايي مقابله

Å   3.تقويت توانايي تصميم گيري

 

مراقبت هاي پرستاري بعد ازعمل در بيمار ماستكتومي  شده :

Å   1.تسكين درد و ناراحتي :

بعضي از زنان ممكن است احساس درد در ناحيه ديواره قفسه سينه ، پستان مبتلا و دست طرف مبتلا درد بيشتري احساس كنند . بالا آوردن دست سمت مبتلا به ميزان كم موجي كاهش فشار روي ناحيه برش ، بهبود گردش خون و پيشگيري از احتقان وريدي دست طرف صدمه ديده و كاهش درد مي شود .راه ديگر

كنترل درد تزريق داروهاي مسكن مخدر به صورت وريدي يا عضلاني است .وداروهاي مسكن خوراكي بعد از اينكه بيمار خوردن غذا و مايعات را شروع كرد و اثرات بيهوشي به طور كامل رفع شد .بيمار تشويق به استفاده از داروهاي مسكن غير مخدر مثل استامينوفن قبلاز خواب ياانجام تمرينات شود . و روزي 2 بار دوش گرم ( معمولا از دومين روز بعد از عمل )  به تسكين درد ارجاعي عضلات كمك مي كند .

 

Å   2.حفظ تماميت پوست و پيشگيري از عفونت :

توجه به باز بودن مسير درنها موجب پيشگيرياز تجمع مايع در زير برش قفسه سينه و ناحيه زير بغل مي شود كه بسيار مهم است . پانسمان ها و درن ها بايد كنترل شده و ميزان مايعات تخليه شده مرتبا چك شود .

اگر هماتوم ايجاد شود ( معمولا 12ساعت بعد از جراحي ) مي تواند منجر به نكروز فلپ جراحي شود . در صورت مشاهده بايد به جراح اطلاع دادهو يك بانداژ فشاري روي ناحيه و كيف يخ  گذاشته شود .بعد از جراحي ابتدا مايعات درن رنگ خوني دارند ولي به تدريج رنگ آنهابه سروزي _ خوني و سپس سروزي تبديل مي شود. درن معمولا به مدت 7 تا 10 روز در محل باقي گذاشته مي شود و بعد از اينكه ميزان

ترشحات به كمتر از 30 میلي ليتر در 24 ساعت رسيد خارج مي شود .بيمار با درن ها مرخص مي شود بنابراين آموزش به بيمار و خانواده به منظور اطمينان از مراقبت صحيح سيستم تخليه ضروري است .

تعويض پانسمان فرصتي براي پرستار و بيمار فراهم مي كند تا در مورد برش ، بخصوص ظاهر آن و احساس بيمار و تغيير تدريجي ناحيه عمل بحث شود . پرستار در مورد مراقبت از برش جراحي ، حسي كه بيمار خواهد داشت و علايم عفونت احتمالي صحبت مي كند . بيمار مي تواند از روز دوم بعد از عمل دوش بگيرد و براي پيشگيري از از عفونت ناحيه عمل را با آب و صابون شستشو دهد . تا 7 روز ، هر روز يك پانسمان خشك روي ناحيه برش قرار داده مي شود ببعد از بهبودي كامل برش ( 4-6 هفته ) مي توان براي افزايش نرمي و حالت ارتجاعي پوست از لوسيون يا كرم استفاده كرد .بعد از اينكه برش كاملا بهبود يافت ، بيمار مي تنواند از دئودورانت استفاده كند ، هرچند بسياري از زنان متوجه مي شوندكه ميزان تعريق در ناحيه زير بغل مبتلا به اندازه سابق نيست .

 

Å   3. تقويت تصوير ذهني مثبت :

بيمار ممكن است درابتدا از نگاه كردن به برش جراحي ناراحت شود .هرچند بيمار آماده باشد ديدن ناحيه برش و فقدان پستان اغلب ناراحت كننده است بايد هنگامي كه بيمار براي اولين بار برش را مي بيند خلوت منلسب فراهم باشد و پرستار به بيمار اجازه دهد احساسات خود را بيان كند .پرسش از بيمار درباره برداشت او ، توجه به احساساتش و اجازه به او براي بيان احسلس خود ، اقدامات پرستاري مهمي هستند . بيمار بهتر است براي اولين بار زخم خود را در حضور پرستار يا يك فرد مراقبت دهنده ديگر مشاهده كند ، تا بتواند از حمايت آنها برخوردار شود .

 

Å   4. تسهيل سازگاري مثبت و مقابله:

 

بررسي مداوم نگراني هاي بيمار در رابطه با تشخيص سرطان ، پيامدهاي درمان جراحي و سرس از مرگ ، از نظر تععين پيشرفت سازگاري بيمار و مؤثر بودن روشهاي مقابله اهميت دارد .شوهر بيمارنيزبه راهنمايي ، حمايت و آموزش نياز دارد .يكي ديگر از جنبه هاي مراقبت پرستاري ، پاسخ به سؤالات و بحث درباره نگرانيهاي بيمار در مورد درمان هاي بعد از جراحي است .جلب توجه بيمار به بهبودي از عمل جراحي ، در عين توجه به نگراني هايش و پاسخ به سؤالاتاو مي تواند كمك كننده باشند.تعداد كمي از زنان براي تطابق با تشخيص سرطان و تغييرات ناشي از آن به حمايت هاي اضافي ، نياز دارند .

 

Å   5.مشاركت در مراقبت :

 

وقتی حالت تهوع رفت شد وبیمار مایعات را تحمت کرد به حرکت و خروج از تخت تشویق می شود .پرستار از سمت سالم و عمل نشده به بیمار کمکمی کند . ( ورزش شانه , بازو و تنفسی ) از روز دوم  بعد از

عمل در زمینه ورزش به بیمار آموزش و راهنمایی می شود . هدف از ورزش افزایش گردش خون و قدرت عضلات می باشد .(ب .ص174_177 )

 

فراهم سازی حمایت روحی :

 

از دست دادن پستان دو مفهوم عمده را در بر می گیرد : تغییر در نامی ظاهری بدن و غم ناشی از فقدان جسمی و جنسی است که با تغییراتی در اهداف , طرحها و کل عمر فرد , همراه است .نحوه ی صحبت زن در مورد کانسر و ماستکتومی , ممکن است شکلی از انکار بخود بگیرد . در این مرحله انکار کردن , نوعی ذخیره انرژی است .احساسهای عصبانیت و خشم ممکن است بروز کند که متوجه پرسنل خانم بخش با دوستان می شود .پس از ترخیص بیمار , اگر سیر بهبودی خود را آهسته بپندارد یا پیش از

بدست آوردن ذخیره انرژی , فعالیت ها و مسئولیت های ÷یشین را از سر گیرد , ممکنست دچار دوره های افسردگی گردد.

منبابع و مآخذ :

1)نام کتاب :

پرستاری بیماریهای زنان , اختلالات جنسی , اختلالات تولید مثل و مقاربتی .

 

نویسنده : فیپس , لانگ, وودز, کاسمیر

 

مترجم : دکتر حمید نام ور

           دکتر لادن مقدم

 

انتشارات چهر

 

سال نشر : 1373 

 

2) نام کتاب :

پستاري بيماري هاي دستگاه تناسلي – اورولوژي ، زنان و پستان

 

نویسنده : لاکمن

 

مترجم : دکتر مهرداد صلحي

 

انتشارات  نشر و تبليغ بشري

 

سال نشر : 1374

 

3) نام کتاب :

دستگاه تولید مثل مردان و زنان و بیماریهای پستان 

 

نویسنده : سوزان س.اسملترز, برنداجی .بر

 

مترجم : ژیلا عابد سعیدی , صدیفه مجابی

 

انتشارات سالمی  / سال نشر : 1381 

 

باتشکراز خانم عاطفه مزروعی

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم دی 1387ساعت 11:59  توسط دانشجویان پرستاری 86 کاشان  |